آتشکده

سالهاست که خاموشم!!
غریب وخسته ورفته زیاد
دوروتنهاازهمه...طاعون زده
مونده درسینه زخمی یه کوه
پیکر غریب یک آتشکده
درسکوت تیره این برج پیر
نیست آوازی به جزآواززاغ
قامت سنگی وپیرویخ زدش
همیشه درانتظاریک اجاق
روزگاری برج تنهاوغریب
مجمر پاک واهورائی بود
درکنارآتش جاوید اون
جلوه تابنده خدائی بود
آتش زرتشت پاک
گرمی سینه آتشکده بود
خشت خشت پیکرمقدسش
بوسه گاه مردم دهکده بود
تایه شب یه باد هرزه
شعله قلب اونو دزدیدوبرد
تن بی شراره وزخمی برج

توی انجما وسرما جون سپرد

حالا خیلی وقته دیگه عابری

نمی آد زیارت آتشکده

اجاق شعله ور سینه برج

توی انجماد وسرما یخ زده

برج مطرود وغریبه با همه

پیکر منجمد وسرد منه

کی میاد با گرمای دستهای خود

دوباره قلبامو آتیش بزنه

آتشکده : مهدی ملک عطایی


/ 0 نظر / 25 بازدید