مرمت بنا های تاریخی

بناهای خشتی و زلزله
به‌طور کلی دخالت در بناهای خشتی که به شیوه سنتی ساخته شده‌اند مستلزم دقت و حوصله فراوان است تا از وارد آوردن صدمه به آنها جلوگیری گردد. اصول مقاوم سازی بناهای خشتی در برابر زلزله همانند سایر بناها با مصالح بنایی است ولی مقاوم‌سازی این بناها با توجه به ماهیت کم دوام خشت، دشوارتر از آنهاست. از این‌رو علاوه بر انجام تمهیدات لازم سازه‌ای، افزایش مقاومت خشت به صورت جدی توصیه می‌گردد. در ایران خشت غالبا از ترکیب خاک رس و آب به همراه ماسه به‌دست می‌آید که گاهی بر حسب سنت محلی درصد اندکی آهک نیز به آن می‌افزایند. این ترکیب ضعیف و شکننده می‌باشد و نباید در مرمت آثار به‌کار روند. تجربه ارگ بم که در آن خشت به روش سنتی از ترکیب آب و خاک رس محلی و ماسه تهیه و در تعمیرات به‌کار می‌رفت، گواهی بر این مدعاست.
بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهند که در صورت افزودن مصالح دیگر مانند سیمان و یا مواد چسبنده شیمیایی و نیز با تغییر روش تهیه خشت می‌توان مقاومت آن را افزایش داد. همچنین اضافه‌کردن نی و یا کاه می‌تواند در تقویت خشت موثر باشد. هر چند که آزمایش‌ها نشان می‌دهند که خشت تقویت شده حداکثر می‌تواند در برابر زلزله‌ای به بزرگی حدود ۷ ریشتر مقاومت نماید، ولی بدون تردید استفاده از آن اقدامی ‌موثر است. اگرچه افزایش مقاومت و بهبود و کیفیت خشت در کوتاه‌مدت گرانتر از تهیه آن به روش سنتی است ولی رواج آن در بلندمدت می‌تواند در تعمیر بناهای خشتی به صورت گسترده‌ای مورد استفاده قرار گیرد.
باید توجه کرد که وجود بافت‌های خشتی از جمله عوامل مهم در حفظ این بناها بودند. اتصال پیوسته بناها به یکدیگر باعث می‌گردید تا عملاً نیروهای هر بنا توسط بناهای مجاور مهار گردند. با تخریب این بافت‌ها در واقع پشت بندهای هر بنا به‌تدریج نابود شدند و آسیب‌پذیری سازه به خصوص در کنج‌ها بیشتر گردید.
به دلیل ضرورت تجدید سالانه اندود سنتی سقف هر بنای خشتی، معمولاً دیوارها باید وزن سنگینی را تحمل کنند، بنابر این سبک‌کردن وزن بنا می‌تواند کمک موثری در افزایش مقاومت بنا نماید.
کلاف‌بندی پی‌ها، تعویض بخش‌های فرسوده با خشت‌های تقویت شده، تقویت کنج‌ها و گوشه‌های بیرونی بنا، مهار و اتصال طاق‌ها به یکدیگر، تعبیه تیرهای فلزی یا بتونی برای تقویت گنبدها نیز موثر می‌باشد.
حفظ و تعمیر به موقع بناهای خشتی در مقایسه با بناهای آجری و سنگی بسیار مهم و ضروری است. این امر با توجه به سرعت تخریب و فرسایش این دسته از بناها باید به صورت جدی در برنامه مستمر حفاظتی آنها لحاظ گردد تا باعث افزایش مقاومت بنا در برابر نیروی وارده گردد.   دکتر علیرضا انیسی
منبع: chn.ir روزنامه تهران امروز  

میراث فرهنگی[1] . میراث فرهنگی به آثار مادی و معنوی به جامانده از گذشته گفته می‌شود که بر هویت فرهنگی یک جامعه انسانی دلالت دارد و از آن جهت قابل توجه است که در شناخت زندگی گذشتگان مفید و مؤثر است و برای مطالعه جوامع، اقوام، و ملل گوناگون، و نیز بازشناسی آثار مادی تمدن‌ها و سیر تشکیل و تکامل آنها سندی باارزش به‌شمار می‌آید (1: 3؛ 3: ج 3، ص 11-15؛ 4: 73).

برای هر ملت، شناخت گذشته برای ساختن آینده‌ای بر پایه هویت فرهنگی خویش اهمیت می‌یابد. در حقیقت پویایی و بقای فرهنگی در آینده، نیازمند پیوستگی میان دیروز و امروز و فردای ملت‌هاست (10: 6-9).

امروزه در آغاز هزاره سوم و عصر ارتباطات و جهانی شدن، وجه تمایز ملت‌ها از یکدیگر هویت فرهنگی است که ریشه در میراث فرهنگی دارد. از این‌رو، حفظ میراث فرهنگی برای یک ملت، پشتوانه حیات فرهنگی در آینده خواهد بود.

توجه به میراث فرهنگی پدیده نوینی است. در فرانسه، موزه لوور چهار سال بعد از انقلاب کبیر فرانسه، یعنی در 1793 با نام موزه ملی فرانسه افتتاح شد و در انگلستان لایحه حفظ میراث فرهنگی در 1882 به تصویب رسید (14: 373). در 1931 در کنگره آتن، حفاظت از میراث فرهنگی در هفت قطعنامه اصلی با عنوان منشور مرمت[2]  به تصویب رسید و در آنها توجه و احترام به آثار تاریخی از طریق حفاظت، حمایت، مراقبت، و مرمت توصیه شد (13: ج 7، ص 154-155).

در دومین کنگره که در ونیز و به سال 1964 برگزار گردید، واژه میراث به‌کار گرفته شد. در مقدمه مصوب این منشور که به "منشور" ونیز مشهور است، بر لزوم حفظ میراث گذشتگان به‌عنوان مسئولیتی همگانی تأکید شد و اعلام شده است:

"یادمان‌های تاریخی ملت‌ها، سرشار از پیام روزگار گذشته، شاهد زنده سنت‌های کهن ایشان است که تا به امروز باقی مانده‌اند... بر ماست که این میراث را در اصیل‌ترین حالت به نسل‌های آینده تحویل دهیم" (13: ج 7، ص 149-153).

شش ماه بعد از تصویب منشور ونیز، در سیزدهمین جلسه مجمع عمومی یونسکو در پاریس، توصیه‌نامه‌ای به تصویب رسید که در آن از عبارت میراث فرهنگی، برای تعریف دارایی فرهنگی[3]  استفاده و گفته شد:

"اموال فرهنگی به اموال منقول و غیرمنقولی اطلاق می‌شود که از نظر میراث فرهنگی یک کشور، واجد اهمیت فراوانی باشد...".

دارایی فرهنگی در توصیه‌نامه دیگر، مصوب پانزدهمین جلسه مجمع عمومی یونسکو در 1968 در پاریس، به دو بخش منقول و غیرمنقول تقسیم شد: الف) اموال غیرمنقول مانند عرصه‌های باستانی و تاریخی یا علمی، سازه‌ها یا آثار مذهبی و غیرمذهبی که از نظر تاریخی، علمی، هنری، و معماری ارزشمند هستند و شامل مجموعه سازه‌های سنتی، محله‌های تاریخی واقع در محیط‌های مسکونی شهری و روستایی، و همچنین سازه‌های بدوی فرهنگ‌های پیشین که هنوز سالم مانده‌اند، می‌شود. تعبیر "دارایی فرهنگی" به اشیای غیرمنقول اطلاق می‌شود، مانند ویرانه‌های تاریخی که در سطح زمین باقی مانده‌اند و بقایای باستانی مدفون در زیر خاک. اموال فرهنگی شامل جایگاه و محل قرار گرفتن این‌گونه دارایی‌ها نیز می‌شود؛ و ب) اموال منقول که از نظر فرهنگی واجد اهمیت باشد، به اشیای کشف شده در اموال غیرمنقول و اشیای زیر خاکی که در محوطه‌های باستانی یا تاریخی و یا در هر جای دیگری کشف شوند" (13: ج 7، ص 91، 99).

مصوبه شانزدهمین جلسه مجمع عمومی یونسکو در 1970، دسته‌بندی دقیق‌تری از دارایی‌های فرهنگی زیر ارائه کرده است: الف) مجموعه‌ها و نمونه‌های نادر جانورشناسی، گیاه‌شناسی، معدن‌شناسی، کالبدشناسی، و اشیای با اهمیت دیرین‌شناسی؛ ب) اموال مربوط به تاریخ از جمله تاریخ علوم و فنون، تاریخ نظامی و اجتماعی، و همچنین زندگی رهبران، متفکران، دانشمندان، و هنرمندان ملی و رویدادهای مهم ملی؛ ج) دستاوردهای کاوش‌های باستان‌شناختی (قانونی یا پنهانی)؛ د) عناصر حاصل از تجزیه و تفکیک بناهای تاریخی یا هنری و محوطه‌های باستانی؛ ه ) اشیای عتیقه که بیش از صد سال قدمت دارند، از قبیل سکه‌ها، کتیبه‌ها، و مهره‌های کنده‌کاری شده؛ و) اشیای مردم‌شناختی؛ ز) اموالی که دارای اهمیت هنری هستند مانند تابلوهای نقاشی، طرح‌هایی که به‌طور کامل با دست بر روی هر نوع زمینه و تکیه‌گاهی یا با هر نوع ماده‌ای ساخته شده باشند (به‌استثنای طرح‌های صنعتی و مواد ساخته و تزیین شده با دست)، آثار اصیل هنر پیکرتراشی و مجسمه‌سازی با هر نوع ماده‌ای، کنده‌کاری‌ها و مهرها و چاپ‌های سنگی اصیل، و ترکیب و تلفیق و جور و سوار کردن اشیایی که جنبه هنری اصیل دارند و از هر نوع ماده‌ای می‌توانند ساخته شده باشند؛ ح) نسخ خطی نادر و آثار نخستین صنعت چاپ، کتاب‌ها، اسناد، و انتشارات قدیمی که دارای اهمیت ویژه هستند (از نظر تاریخی، هنری، علمی، ادبی، و غیره) به‌طور مجزا یا در مجموعه‌ها؛ ط) تمبرهای پست، تمبرهای درآمد، و تمبرهای یادبود و یادگاری، مجزا یا در مجموعه‌ها؛ ی) بایگانی‌ها از جمله بایگانی‌های صدا، عکاسی، سینما، مطبوعات؛ و ک) اثاثیه‌ای که بیش از صد سال قدمت دارند و ابزار موسیقی قدیمی (6: 61-62).

در آخرین دسته‌بندی که در هفدهمین جلسه مجمع عمومی یونسکو در سال 1972 در پاریس، با نام کنوانسیون حفاظت جهانی میراث فرهنگی[4]  به تصویب رسید میراث  طبیعی نیز به این دسته‌بندی‌ها افزوده شد. در دو ماده اول و دوم این عهدنامه، هر دو عبارت میراث فرهنگی و میراث طبیعی تبیین شده است.

بر اساس کنوانسیون، "کمیته میراث جهانی" وابسته به یونسکو تأسیس شد و فهرستی با عنوان >فهرست میراث جهانی<[5]  منتشر کرد. آثار جدید به این فهرست افزوده و به‌صورت ادواری منتشر می‌شود (13: ج 7، ص 34). در این فهرست سه دسته آثار ثبت شده‌اند: میراث فرهنگی، میراث طبیعی، و میراث فرهنگی ـ طبیعی.

از کشور ایران تاکنون چهار اثر در این فهرست به ثبت رسیده است: چغازنبیل در خوزستان، تخت جمشید (پرسپولیس) در فارس، و میدان نقش جهان (امام) در اصفهان، که هر سه در 1358ش. به ثبت جهانی رسیده‌اند. در سال‌های اخیر 17 اثر دیگر نیز برای ثبت در فهرست مذکور پیشنهاد شده که از جمله: تخت سلیمان در آذربایجان غربی در تیرماه 1382 به تصویب رسید و پاسارگاد در فارس نیز در دست مطالعه و بررسی است (5: 261-264).

توجه به میراث فرهنگی در ایران. از قرن پانزدهم میلادی (نهم هجری) به بعد، ایران مورد توجه سیاحان و جهانگردان قرار گرفت. آنان در سفرنامه‌های خود از تمدن و فرهنگ کهن ایران نام برده و به معرفی آثار مهم و برجسته‌ای همچون تخت‌جمشید و پاسارگاد پرداخته‌اند(16: ج1، ص494).

علاقه به یافتن گنج و نگهداری اشیای عتیقه در ایران در دوره قاجاریه رایج بوده است. در نوشته‌ها و خاطرات بزرگان و درباریان این دوران، اصطلاحاتی مانند زمین‌کنی، تیله‌کنی و طلاشویی به چشم می‌خورد (14: 395).

ناصرالدین شاه قاجار به کاوش و گردآوری اشیای عتیقه علاقه‌مند بود و گاه به تعمیر بناهای تاریخی می‌پرداخت (15: 46). در زمان او و قبل از 1290ق. نخستین موزه با عنوان موزه‌خانه شاهنشاهی در کاخ گلستان بر پا شد (14: 407). در 1293 نیز به فرمان وی با تقلید از موزه‌های اروپایی، بنای تالار جدیدی در کاخ گلستان آغاز شد که در 1299 به اتمام رسید.

کندوکاوهای منظم و مداوم در ایران با اعطای مجوز کاوش‌های باستان‌شناختی در شوش، توسط ناصرالدین‌شاه به فرانسویان آغاز گردید (14: 395-400؛ 15: 46). کاوش‌های شوش پس از آمدن مارسل دیولافوا[6]  به ایران، از 1302ق. (1884) شروع شد و نزدیک به یک قرن طول کشید. با عقد "قرارداد انحصار اکتشاف آثار قدیمه در ممالک محروسه ایران" در 1312 (1895)، توسط ناصرالدین‌شاه و تجدیدنظر آن معروف به قرارداد مورگان در 1318 (1900)، توسط مظفرالدین‌شاه، حفاری‌های باستان‌شناختی در سراسر ایران به انحصار فرانسه درآمد. کشف لوح حمورابی اثر ارزنده دوره عیلامی شوش و سند حقوقی مهم دنیای باستان که در موزه لوور نگهداری می‌شود در این دوره اتفاق افتاد(16:ج1،ص495).

در 1289ش. اداره عتیقات توسط صنیع‌الملک، در قسمت شمالی مدرسه دارالفنون به ریاست ایرج میرزا، شاعر معروف، تأسیس شد. سپس به تالار آیینه در کاخ مسعودیه انتقال یافت. اشیای این موزه در 1316 به بنای نوبنیاد موزه ایران باستان منتقل شد (12: 386-390؛ 18: 47-48 و 62).

با تأسیس انجمن آثار ملی در 1301 به کوشش جمعی از دولتمردان و روشنفکران از جمله محمدعلی فروغی (ذکاءالملک) وزیر امورخارجه وقت (18: 42)، اقداماتی آغاز شد که از مهم‌ترین آنها می‌توان به تهیه فهرستی از 88 بنا و محوطه باستانی توسط هرتسفلد، باستان‌شناس آلمانی، و ثبت آنها در فهرست آثار ملی نام برد (15: 46-47).

در 1306 (1927)، امتیاز انحصاری فرانسه برای کاوش در ایران لغو و کاوش‌های باستان‌شناختی فرانسوی، به منطقه شوش محدود شد. در مقابل، احداث موزه و کتابخانه ملی در تهران و مدیریت آن برای 15 سال به فرانسوی‌ها واگذار شد (14: 398-404؛ 15: 46 و 50).

در 1307 آندره گدار، معمار فرانسوی، به ایران آمد (2: 97). وی از آغاز 1308 رسمآ به استخدام دولت ایران درآمد و ریاست اداره عتیقات را برعهده گرفت (14: 408-410). همچنین ساختن موزه و کتابخانه ملی را از 1313 تا 1316ش. به انجام رسانید (2: 99؛ 17: 35). گدار تا سال 1332 که از طرف دولت متبوع خود بازنشسته شد بر تشکیلات باستان‌شناسی و موزه ایران باستان ریاست داشت (14: 408؛ 15: 55-56).

در زمینه بررسی و معرفی هنر ایران، غیر از گدار، باید به فعالیت‌های آرتور اپهام پوپ، شرق‌شناس امریکایی، اشاره کرد که نخستین بار در 1304 به ایران آمد. او یک سال بعد نمایشگاهی از هنرهای ایرانی در فیلادلفیا برپا کرد و در 1307 مؤسسه امریکایی هنر و باستان‌شناسی ایران را در نیویورک بنیان گذاشت (15: 47). وی با سفرهای پی‌درپی خویش به سراسر ایران، آثار معماری و هنر ایران را مورد بررسی و مطالعه دقیق قرار داد و زیرنظر او بزرگ‌ترین و مهم‌ترین اثر درباره تاریخ هنر ایران، یعنی >آشنایی با مینیاتورهای ایران<، تدوین و منتشر شد. پوپ همچنین در جریان لغو امتیاز انحصار کاوش‌های باستان‌شناختی فرانسه در ایران و تأسیس انجمن آثار ملی و سایر فعالیت‌های مربوط به باستان‌شناسی و هنر ایران فعالیت داشت (12: 437-439؛ 15: 47، 53و55).

پس از گدار، ابتدا محمدتقی مصطفوی و سپس ایرانیان دیگر ریاست تشکیلات باستان‌شناسی و ادارات کل دیگری را عهده‌دار شدند که بعدها با ادغام آنها سازمان میراث فرهنگی کشور تشکیل شد. ولی فعالیت هیئت‌های خارجی در ایران تا سال 1357 همچنان ادامه یافت(410:14-420؛35:17-41).

قوانین و مصوبات. در ایران نخستین قانون در زمینه آثار فرهنگی ـ تاریخی موسوم به قانون عتیقات که پیش‌نویس اولیه آن را هرتسفلد (15: 52-53) تهیه کرده و توسط گدار تجدیدنظر و تکمیل شده بود در آبان 1309 به تصویب مجلس شورای ملی رسید و به اجرا درآمد. این قانون که اساس قوانین مربوط به میراث فرهنگی ایران به‌شمار می‌رود، تقسیم اشیای مکشوفه را به ترتیبی که در قانون ذکر شده بین دولت و کاوشگر مجاز می‌شمرد و حتی صدور سهم کاشف را از پرداخت حقوق و عوارض گمرکی معاف می‌دانست (6: 39-44). تا آنکه در سال 1352ش. به همت فیروز باقرزاده رئیس مرکز باستان‌شناسی ایران، تقسیم اشیای مکشوفه در کاوش‌های باستان‌شناختی متوقف شد (15: 56).

قوانین دیگری نیز در تکمیل قانون عتیقات در سال‌های قبل و بعد از انقلاب اسلامی به تصویب رسید و به اجرا درآمد. از جمله قانون ثبت آثار ملی مصوب 1352، قانون الحاق ایران به کنوانسیون حمایت میراث فرهنگی و طبیعی جهان در 1353 و موادی از قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) مصوب 1375 که ناظر بر سرقت، خراب کردن، تخلف از ضوابط مصوب، خارج کردن اموال تاریخی ـ فرهنگی از کشور، حفاری غیرمجاز، و جز آن می‌باشد.

هفت سال پس از انقلاب اسلامی، با تصویب قانون تشکیلات سازمان میراث فرهنگی کشور در بهمن 1364، با ادغام چندین مرکز و اداره‌کل، سازمان میراث فرهنگی ایران (ایکو)[7] ، از ابتدای سال 1366 رسمآ کار خود را آغاز کرد.

از این پس، عبارت میراث فرهنگی به‌جای کلمات و ترکیب‌های دیگر، جایگزین شد و بیش از پیش کاربرد یافت.

میراث فرهنگی در ماده 1 قانون اساسنامه سازمان میراث فرهنگی کشور مصوب 1367 چنین تعریف شده است:

"میراث فرهنگی شامل آثار باقی‌مانده از گذشتگان است که نشانگر حرکت انسان در طول تاریخ می‌باشد و با شناسایی آن زمینه شناخت هویت و خط حرکت فرهنگی او میسر می‌گردد و از این طریق زمینه‌های عبرت برای انسان فراهم می‌آید" (6: 2-5، 39)؛ فهرست آثار ملی، که برمبنای فهرست هرتسفلد شکل گرفته است، نخستین بار در 1345 با عنوان فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران در قالب نخستین نشریه سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران منتشر شد (11: مقدمه). در این فهرست، تا به امروز که شوراهای ثبت منطقه‌ای برای تسریع در شناسایی و مستندسازی و ثبت در فهرست آثار ملی فعالیت می‌کنند نزدیک به ده هزار بنا، تپه، مجموعه، و محوطه تاریخی به ثبت رسیده است. هم‌اکنون پرونده‌های ثبت آثار ملی در مرکز اسناد و مدارک میراث فرهنگی نگهداری می‌شود؛ و اخیرآ نیز با تصویب آیین‌نامه اموال فرهنگی، هنری و تاریخی نهادهای عمومی و دولتی توسط هیئت وزیران در اسفندماه 1381، گام جدیدی برای تشکیل فهرست اموال منقول برداشته شده است. در این آیین‌نامه که عمر یک صد سال را برای اموال لازم می‌شمرد، دسته‌بندی زیر تبیین گردیده است: اموال فرهنگی ـ تاریخی، اموال تاریخی، اموال فرهنگی، اموال هنری، اموال مطالعاتی، و اموال تقلبی یا جعلی. برطبق این آیین‌نامه دارندگان اموال فرهنگی، تاریخی، و هنری اعم از وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها و مؤسسات دولتی و عمومی غیردولتی و دستگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی و پژوهشی بایستی نسبت به ثبت اموال خود در برگه‌ها و دفاتر مربوط اقدام کنند و نسخه‌ای از آن را به سازمان میراث فرهنگی کشور و وزارت امور اقتصاد و دارایی ارسال دارند.

دیدگاه‌های نو در جهان

برنامه حافظه جهانی. در 1992 یعنی بیست سال پس از تصویب و آغاز فعالیت عهدنامه حمایت از میراث فرهنگی و طبیعی جهان،  برنامه حافظه جهانی از سوی یونسکو برای حفاظت، حمایت، معرفی، و انتشار میراث مستند جهانی[8] اعلام شد. میراث مستند در این برنامه، علاوه بر دست‌نوشته‌ها (آثار خطی) و اسناد ارزشمند نادر که در کتابخانه‌ها و آرشیوها موجود است، مدارک دیگر را نیز در برمی‌گیرد به‌ویژه مواد دیداری ـ شنیداری، فایل‌های رایانه‌ای و حتی آداب و رسوم محلی و سنن شفاهی که شدیدآ در معرض زوال و فراموشی قرار دارد. ایجاد فهرست حافظه جهانی نیز پس از آن در اجلاس کمیته مشورتی در پاریس، در 1995 مطرح گردید. همچنین تدوین فهرست میراث مستند ملی همگام با فهرست حافظه جهانی به دولت‌های عضو یونسکو توصیه شد. این برنامه در سه سطح ملی، منطقه‌ای، و بین‌المللی دنبال می‌شود (8: 6-8).

میراث دیجیتال[9] . در سال 2002 پیشنهاد جدیدی از سوی یونسکو درباره حفاظت منابع دیجیتال مطرح شد. در این طرح، میراث دیجیتال و محدوده کاربرد آن چنین تعریف شده است: "میراث دیجیتالی شامل اسنادی از تمام قسمت‌های جهان است که از انواع مدارک موجود در همه زبان‌ها و همه زمینه‌های دانش به‌صورت دیجیتالی درآمده و یا از ابتدا به‌صورت دیجیتالی تهیه شده است و شکل دیگری ندارد شامل متن، پایگاه‌های اطلاعاتی، تصاویر ثابت و متحرک، اطلاعات شنیداری و گرافیکی، همین‌طور نرم‌افزارهای مربوط به آن که به‌صورت پیوسته یا غیر آن تهیه شده است" (20).

در مارس 2003 پیش‌نویس قطعنامه حفاظت میراث دیجیتالی توسط کتابخانه ملی استرالیا برای یونسکو تهیه و منتشر گردید (19).

میراث فرهنگی معنوی. ابتکار دیگر، اعلام روز جهانی موزه‌ها در سال 2004 از سوی شورای بین‌المللی موزه‌ها (ایکام)[10]  به‌عنوان میراث فرهنگی معنوی[11]  است، که با هدف تأکید بر اهمیت میراث فرهنگی غیرمادی و ناملموس انتخاب شده است. میراث فرهنگی معنوی از دهه هفتاد میلادی (1973) برای حفاظت از فولکلور مورد توجه کشورهای عضو یونسکو قرار گرفت (7: 2). پیش از آن نیز در 1967 در اصلاحیه عهدنامه برن[12]  برای حراست از آثار ادبی و هنری از طریق قوانین حقوق مالکیت معنوی مطرح شده بود. مصادیق میراث فرهنگی معنوی عبارتند از: زبان، دانش سنتی، اساطیر، فولکلور، و مناظر فرهنگی (9: 9-12). فرایند جهانی شدن[13] در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی، و سیاسی که رشد سریع فناوری ارتباطاتی و اطلاعاتی آن را تقویت می‌کند بازتاب‌های فرهنگی بسیار مهمی دارد. فرهنگ جوامع کوچک‌تر، به‌ویژه گنجینه فرهنگ روایی و سنن شفاهی، تحت‌تأثیر فرهنگ غالب، به‌شدت رنگ می‌بازد. از این‌رو، جهانی‌سازی را عامل یکسان‌سازی فرهنگی می‌دانند. بنابراین حفظ میراث فرهنگی معنوی، به‌منظور بقای فرهنگ‌های محلی و بومی برای استمرار تنوع فرهنگی در جهان، امری ضروری است. به‌همین سبب، یونسکو این هدف را به‌عنوان یکی از اولویت‌های راهبردی در عرصه بین‌المللی فرهنگ با جدیت دنبال می‌کند (7: 4-5).

با وجود این باید گفت، میراث فرهنگی معنوی در مقام میراث جهانی بشر، بحث نظری و حقوقی پیچیده‌ای دارد که در سال‌های آتی، موضوع بحث و گفت‌وگوی جهانی قرار خواهد گرفت.

 

مآخذ: 1) اسدی، ابراهیم، و دیگران. تعاریف و مفاهیم واژه‌ها و اقلام آماری حوزه فرهنگ و هنر. ]تهران[: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1381؛ 2) امیرخانی، غلامرضا. "آندره گدار، معمار نخستین ساختمان کتابخانه ملی ایران". فصلنامه کتاب، دوره سیزدهم، 3 (پاییز 1381): 96-103؛ 3) توحیدی، فائق. آشنایی با میراث فرهنگی. تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور، معاونت معرفی و آموزش، 1380؛ 4) حجت، مهدی. میراث فرهنگی در ایران: سیاست‌ها برای یک کشور اسلامی. تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور (پژوهشگاه)، 1380؛ 5) درویش روحانی، شیرین. "نگرشی بر روند ثبت آثار در فهرست میراث جهانی". گزارش ماه، نشریه داخلی سازمان میراث فرهنگی کشور، 26 (پاییز 1381): 261-264؛ 6) صمدی رندی، یونس، گردآورنده. مجموعه قوانین، مقررات، آیین‌نامه، بخشنامه‌ها و معاهدات میراث فرهنگی کشور. ویرایش دوم. تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور، معاونت معرفی و آموزش، 1376؛ 7) طالبی، فرامرز. "میراث فرهنگی معنوی در گفت‌وگو با فاطمه فراهانی". موزه‌ها، 34 (بهار 1382): 2-5؛ 8) ظاهری، علیرضا، ترجمه و تلخیص. "برنامه حافظه جهانی". گزارش ماه، نشریه داخلی سازمان میراث فرهنگی کشور، 12 (آبان 1379): 6-8؛ 9) عریان، سعید. "شناخت و حفاظت از میراث فرهنگی معنوی". موزه‌ها، 34 (بهار 1382): 8-13؛ 10) مسجدجامعی. احمد. "میراث فرهنگی نیاز به تغییر بینش و اتخاذ دیدگاه‌های نو دارد". گزارش ماه، نشریه داخلی سازمان میراث فرهنگی کشور، 23 (بهار 1381): 6-9؛ 11) مشکاتی، نصرت‌الله. فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران. تهران: سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران، 1349؛ 12) مصطفوی، محمدتقی. تلاش در راه خدمت به آثار ملی و امید به آینده. تهران: اداره‌کل باستان‌شناسی، 1334؛ 13) معیارهای تعیین حریم آثار تاریخی، دفتر هفتم. تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور، دفتر فنی معاونت حفظ و احیا، گروه پژوهش، 1379؛ 14) ملک شهمیرزادی، صادق. "بررسی تحولات مطالعات باستان‌شناختی در ایران". در مجموعه مقالات انجمن واره بررسی مسائل ایرانشناسی. به کوشش علی موسوی گرمارودی. تهران: وزارت امورخارجه، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، 1369، چاپ دوم 1379، ص 373-447؛ 15) موسوی، علی. "ارنست هرتسفلد و تحول باستان‌شناسی در ایران: 1314-1304". مجله باستان‌شناسی و تاریخ، س. هفدهم، 1 (پاییز و زمستان 1381): 45-56؛ 16) موسوی، محمود. "باستان‌شناسی". دانشنامه جهان اسلام. ج 1، ص 490-511؛ 17) همو. "تاریخچه مطالعات و شناخت میراث فرهنگی در ایران" در آموزش میراث فرهنگی. تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور، معاونت معرفی و آموزش، 1376، ص 31-41؛ 18) نگهبان، عزت‌الله. مروری بر پنجاه سال باستان‌شناسی ایران. تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور (پژوهشگاه)، 1376؛ 

19) "Guidelines for the Preservation of Digital Heritage 2003".[On-line]. Available:http://unesdoc.unesco.org/images/ 0013/001300/130071e.pdf. [3 Nov. 2004]; 20) "Preliminary Draft Charter on the Preservation of the Digital Heritage". [On-line]. Available: http://www.caul.edu.au/ Preservation/ Digheritagecharteroutcomes.doc. [3 Nov. 2004].  

              فریبا فرزام

 

 

 

 

 

[1]. Cultural Heritage

[2]. Carta del Restauro    

[3]. Cultural Property

[4]. Convention for the Protection of the World CulturalHeritage

[5]. World Heritage List

[6]. Marcel - Dieulafoy

[7]. Iranian Cultural Heritage Organization (ICHO)

[8]. World Decumentary Heritage

[9]. Digital Heritage    

[10]. International Concil of Museums (ICOM)    

[11]. Intangible Cultural Heritage

[12]. Bern    

[13]. Globalization

ابتدا در رابطه با اقدامات اولیه مرمتی: اقداماتی که صورت میگیرد اقداماتی است که در سالهای اولیه پس از ساخت بنا صورت میگیرد.تعمیراتی چون تعویض کاهگل روی بام،بازسازی آجرفرش ها،تعویض کاه گل موجود در جداره های داخلی و خارجی و بند کشی ها و .... و در ادامه اقدامات مهم تر و پیچیده تر شامل اقداماتی که با گذشت زمان زیادی از ساخت بنا انجام میشود که ظریف تر و دشوار تروپیچیده تر از اقدامات اولیه است خصوصا که اگر گذشت این سالها همراه با تحولات اجتماعی سیاسی و اقتصادی هم بوده باشد.

 

نکاتی که مرمت گران به عنوان نکات اولیه باید مد نظر داشته باشند : نکات بسیار مهمی است که در این امر بسیار حیاتی است تا پایان کار مطلوب و رضایتبخش باشد.اول اینکه تا زمانی که شخص مرمت گر مشغول مطالعه و تحقیق است حق ندارد هیچگونه دخل و تصرف در وضع موجود بنا انجام دهد. اگر بنای مد نظر از لحاظ ایستایی و استحکام وضعیت بسیار نامناسبی داشت(مثل نشست پی و دیوار و...)لازم است با اقدامات مناسبی ایستایی از دست رفته دوباره به بنا بازگردانده شود تا مطالعه و بررسی ها تمام شد. بهطور کلی مجموعه اقداماتی که جهت مذرمت و باززنده سازی بناهای تاریخی انجام میشود به سه گروه قابل تقسیم است: 1)بررسی و شناخت وضع موجود بنا. 2)تهیه وتدوین طرح های متنوع و آنالیز و سنجش آنها و در نهایت انتخاب یکی از آنها 3)جمع بندی و تهیه طرح و نقشه های اجرایی مرمت

 

عوامل گوناگونی که باید مورد تحقیق و بررسی قرار گیرد: 1)بررسی های زیبایی شناسانه و هنری 2)مطالعه وضع اقتصادی موجود در پیرامون بنا و خود بنا 3)مطالعات باستان شناسی در پیرامون بنا و همچنین شناخت وضع کلی ساختمان و کالبد بنا 4)بررسی ارزش های فرهنگی و مذهبی و اعتقادی در دوره های مختلف تاریخی همچنین مردم شناسی و مطالعات اجتماعی. مرمت حفاظتی: تقویت و استحکام بخشی استخوان بندی بناست که به نقش و اهمیت بنا میپردازد.از مهم ترین انواع مرمت است که هدف آن حفاظت و نگهداری بناست.درواقع مرمت حفاظتی نوعی تعمیر است و در برخی بناها انقدر ضروری است که نمیتوان از آن صرفه نظر کرد. دخالت مرمت گر در این نوع از مرمت تا اندازه ای است که بنای مرمت شده شبیه وضعیت موجود و اصلی خود باقی بماند. پاکسازی سبکی: این نوع مرمت در باره بناهایی مطرح است که معمولا چندین بار مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته اند.اگر درین قبیل بناها مرمت گر تشخیص دهد که قسمت ها و عناصری که به بنا الحاق شده اضافه و بی مورد است حتی لازم است آنها را برداشته بنا را به حالت اولیه برگرداند.انگیزه اصلی از این نوع مرمت فراهم کردن شرایط مناسب جهت برداشت های مستند و همچنین جلب رضایت علاقه مندان اصالت بناست. بازسازی سبکی یا آناستیلوز: به طور خلاصه هدف از انجام این مرمت بازسازی و ترکیب مجدد قسمت های تخریب شده است.تا بدین ترتیب بنای مد نظر شکل و فرم اولیه خود را به دست آورد.اگر اطلاعات موجود در مورد قسمت ها و عناصر تخریب شده کافی نباشد،نمیتوان از روش آناستیلوز استفاده کرد. درین زمینه گنبد سلطانیه را مثال زد. این بنا دارای هشت مناره بوده که امروزه تقریبا به شدت تخریب شده اند و صدمات زیادی به آنها وارد شده است.اکیپ مرمتی این بنا بعد از انجام مطالعات و بررسی های مفصل نتوانست فرم و شکل دقیق این مناره ها را به دست بیاورد لذا درین حالت نمیتوان از روش آناستیلوز استفاده کرد. همانطور که در مورد گنبد سلطانیه هم میبینم مناره ها همینطور به صورت تخریب شده و قدیمی حفاظت و نگاهداری میشوند. هنگامی که ازین روش مرمتی استفاده میشود بررسی و مطالعه سبک های به کار رفته در بنا و همچنین بررسی نمونه های مشابه در ساختمان های هم دوره و هم سبک از اهمیت زیادی برخوردار است. این روش بیشتر با خواست ها و اهداف تاریخی ،فرهنگی،سیاسی به نگهداری و حفظ قسمت هایی که از دست زمان ومردم نجات یافته اند میپردازد.به علت دقت و ظرافتی که درین روش وجود دارد لازم است به پارامتر ها و عوامل متعددی توجه داشته باشیم. مرمت تاریخی : این شیوه بیشتر مورد توجه مرمت گرانی است که کمتر به مسائل روز و پویایی ساختمان توجه دارند و بیشتر تمایل به حفظ موجودیت و تاریخ بنا دارند.این روش از روش های غیر مطلوب است. درین روش تاریخ نگاری ،بررسی نقش تاریخی و زمینه های سیاسی و ملی و فرهنگی بسیار حائز اهخمیت است ولی به مسائلی چون روابط بنا با محیط اجتماعی و با فضای کالبدی و اقتصادی کمتر توجه میشود.به طور خلاصه حفاظت و بازسازی و تکمیل بنا با توجه به زمان و تاریخ صورت میگیرد. مرمت تکمیلی: این نوع از مرمت یکی از پیچیده ترین و ظریف ترین روش ها محسوب میشود چون شخص مرمت گر تصمیم میگیرد که قسمت های از دست رفته بنای تاریخی را بازسازی کند که این امر یکی از مشکل ترینم امور مرمتی میباشد و در صورت بی دقتی هویت و اصالت بنا خدشه دار میشود باید دقت داشت که مرمت تکمیلی در مواردی مورد توجه است که بخش هایی از بنای تاریخی تخریب شده باشد و بنا دارای کمبود هایی باشد. مرمت استحکامی: همیانطور که از اسم این نوع مرمت پیداست هدف ازآن تقویت و استحکام بخشی بنای تاریخی میباشد تا بدین ترتیب بتوان اقدامات دیگر بازسازی و درمان را انجام داد.استحکام بخشی به روش های مختلفی انجام میشوداما چیزی که حادز اهمیت است اینست که عمل استحکام بخشی و تقویت استخوان بندی بنا هم در برابر نیروها و بارهای داخلی و هم عوامل و نیروهای خارجی انجام میشود.منظور از عوامل خارجی عواملی مثل باران و برف و نیروی باد و زلزله است.شایان توجه است که گاها به دلیل سست و ضعیف شدن بنا جهت انجام مرمت استحکامی لازم است مداخله های موضعی در بنا انجام شود.

http://www.cafedexign.com

 

آیا محوطه پیر سبز چک‌چک اردکان قابلیت ثبت را در فهرست آثار جهانی یونسکو دارا می‌باشد؟

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر


نقش سازمان علمی فرهنگی یونسکو در امور فرهنگی و گردشگری به تدریج و از زمان عهده‌داری وظیفه مهم حمایت از توسعه فرهنگی در جهان بیش از پیش از اهمیت ویژه‌ای برخوردار شده است. تاکنون
۱۸۰ کشور دنیا کنوانسیون میراث جهانی را امضاء کرده‌اند و نزدیک به ۸۰۰ محوطه فرهنگی و طبیعی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است. ایران با تاریخ عظیم و پشتوانه غنی فرهنگی که از آن برخوردار می‌باشد، ۱۲ اثر را در فهرست یونسکو برای جهانیان ثبت کرده است. این آثار به ترتیب تاریخ ثبت در فهرست یونسکو عبارتند از:

معبد زیگورات چغازنبیل از دوره عیلام میانه (1250ق.م)؛
مجموعه پارسه یا تخت‌جمشید از دوره هخامنشی؛
میدان نقش جهان از دوره صفوی؛
تخت سلیمان دوره ساسانی و ایلخانی؛
پاسارگاد از دوره هخامنشی؛
گنبد سلطانیه از دوره ایلخانی؛
بم و منظر فرهنگی آن از دوران پیش از اسلام تا دوران اسلامی؛
 سنگ نبشته بیستون؛
کتیبه داروش اوّل بعد از سرکوب شورش‌های ایلات تابعه از دوره هخامنشی؛
مجموعه کلیساهای تاریخی قره کلیسا، دوران تاریخی و اسلامی؛
سازه‌های آبی شوشتر، دوران تارخی (اشکانی و ساسانی)؛
بقعه‌ی شیخ صفی‌الدین اردبیلی از دوره‌ی صفویه  و
بازار تبریز از دوران قرون میانه اسلامی تا به امروز می‌باشند.

/ 0 نظر / 128 بازدید