زرتشت، می گوید: خداوند خرد-اهورامزدا- جهان را بر پایه قانون و هنجار تغییر ناپذیری آفریده است که هستی را جاودانه زیر فرمان خود دارد.

او، این نظام دقیق و ثابت و ابدی حاکم بر هستی را راستی(= اشا) می نامد.

بشود که به یاری اندیشه نیک به تو نزدیک شوم ای مزدا اهورا ، تا به من بازگردد در جهان مادی و نیز جهان مینوی، بازتابی که برپایه قانون راستی (نظام هستی)، شادمانی بخش است.

                                                            (گاثاها، یسنای 28، بند 2)

 

 

زرتشت، آفرینش جهان هستی را- برپایه قانون راستی- زاییده کشش و رانش دو نیروی همزاد و متضاد می داند:

 اینک برای خواستاران و بخردان، از دو گوهر هستی که آفریده اهوراست سخن خواهم گفت. همچنین درباره ستایش اهورامزدا و اندیشه نیک و نیز از دانش نیک که زاییده راستی است، گفتگو خواهم کرد، تا با شناخت درست، از فروغ خوشبختی بهرمند گردید.

                                                                                                              (گاثاها، یسنای 30، بند1)

در جهان بینی زرتشت، دو گوهر متضاد موجود در هستی، مکملو لازم و ملزوم یکدیگرند و هیچکدام ارزش «نیک بودن» یا «بد بودن» را نداند. به بیان دیگر خداوند خرد-اهورامزدا- آنچه را که آفریده، «خیر» مطلق است و «شر» در آن راه ندارد. اما تضاد موجود در هستی هرگاه در اندیشه انسان تجلی کند، «نیک» و«بد» به وجود می آید. به عبارت دیگر، «خیر» و «شر» زاییده اندیشه انسان است که از طریق اندیشه، به گفتار و کردار او نیز راه می یابد؛ و بدینگونه است که نیکی و بدی در جوامع انسانی زاییده می شود:

چون این دو گوهر همزاد، در اندیشه پدیدار شوند، نیکی یا بدی به وجود می آید. آنگاه دانا نیکی را بر می گزیند و نادان بدی را.

                                                                                                         (گاثاها، یسنای 30، بند 3)

زرتشت، بر این باور است که انسان در گزینش راه نیک و بد دارای «اختیار» است. و همین اختیار، او را در برابر نوع انتخابش مسئول می گرداند.

دریافتم که «اندیشه رسا» از توست، «خرد جهان آفرین» از توست، و ای «خداوند جان و خرد»، این نیز از توست که جهانیان را اختیار داد و راه نمود که اگر بخواهند به راستی گرایند یا دروغ را برگزینند.

                                                                                                     (گاثاها، یسنای31، بند 9)

زرتشت، انسان را مسئول گزینش خود (خیر یا شر) می داند و براین باور است که بازتاب اندیشه، گفتار و کردار هرکس (که شادی یا ناشادی است)، به خودش باز خواهد گشت:

کسی که به راستی گراید، به روشنایی و شادمانی خواهد رسید. و کسی که به دروغ گراید، تیرگی بلند دیرپا یا روشنی ناآشکار، همراه با آه و افسوس، بهره­اش خواهد بود.

به راستی، او را وجدانش و کردارش به سوی چنین سرانجامی می کشاند.

                                                                                                     (گاثاها،یسنای31،بند20)

در بینش زرتشت، بهشت (بهترین هستی) بازتاب رفتار نیک انسان، و دوزخ (بدترین هستی) بازتاب رفتار نادرست انسان است که در این جهان به او باز خواهد گشت و پس از مرگ نیز به همراه روانش خواهد بود. به تعبیر دیگر، در بینش زرتشت، بهشت یا دوزخ را خداوند برای انسان نیافریده است بلکه آن را خود انسان، در این جهان به دست خود و برای خود، می آفریند و پس از مرگ نیز با خود (بهمراه روان خویش) به جهان دیگر می برد:

هنگامی که این دو گوهر(همزاد و متضاد)، در اندیشه به هم رسیدند، زندگی و نازندگی را پدید آوردند.

(بهترین هستی) بهره پیروان راستی خواهد بود و هواخواهان دروغ به بدترین حالت روانی گرفتار خواهند شد. این نظم تا پایان هستی ادامه خواهد یافت.

(گاثاها، یسنای30، بند 4)

زرتشت، هدف از آفرینش انسان را مبارزه بی وقفه و پیگیر او با «دروغ» (همه کژی ها و کاستی ها)، می داند. نخستین مرحله این مبارزه آن است که هرکس به سهم خود بکوشد تا «دروغ» را رها کند و به «راستی» گراید. این، موجب افزایش نیروی «خیر» و کاهش نیروی «شر» می شود:

هواخواه دروغ، با پیروی از اندیشه نارسا به کردار بد می گراید، و کسی که به فروغ پاینده دانش نیک آراسته است با پیروی از اندیشه رسا، راستی را می گزیند. چنین کسی با ایمان درست و کردار نیک خود، اهورامزدا را خشنود می سازد.

(گاثاها، یسنای 30، بند 5)

زرتشت، حتی کمک کردن به دروغکاران و یا افشا نکردن آنان را، تضعیف جبهه راستی و تقویت جبهه دروغ می داند:

ای خداوند خرد، چیست سزای کسی که نیروی دروغ را می افزاید؟ چیست کیفر کسی که بین مردم زحمتکش و راهنمایان راستی، جدایی می اندازد؟

(گاثاها، یسنای 31، بند15)

زرتشت، آخرین مرحله مبارزه انسان علیه «بدی» و «ناراستی» را مبارزه رودرو می داند:

پس هیچکس از شما، به گفتار و آموزش دروغکاران گوش ندهد، زیرا آنان خانه، ده، شهرو کشور را به فساد و تباهی می کشانند. پس با هر وسیله ممکن، در برابر آنان بایستید.

(گاثاها، یسنای 31،بند18)  

زرتشت، به بشر نوید می دهد که در مبارزه همیشگی «نیکی» با «بدی»، سرانجام نیکی و راستی پیروز خواهد شد:

آنگاه که «دروغ» درهم شکسته می شود، آرزوی کسانی که به نیکی زیسته اند، در سرای خوش«راستی» و «پاک منشی» مزدا، برآورده خواهد شد.

                                                           (گاثاها،یسنای30،بند 10)