اتشکده به عنوان مکانی همگانی بنا می شد ، به ویژه ،به در گاه خداوند واتش که ارزنده ترین نماده های حیات ( این جهانی ،ان جهانی ) انسانها به شمار بود –اقبال هو شنگ را به جا ود انگی خور شید و ژرفای کره زمین را به بلندترین نقطه گنبد اسمان می پیوست-در مر کز ان قرار دا شت و شعله هایش در راستای افراشتگی ان ، روی کفه اتشدان، سر به اسمان می کشیدند، شعله ای که هر گزنمی با یست خاموش شود ،خورشید همیشه گرمی بخش و همیشه روشنی بخش ، را می نمود به مقیاس زندگی این جهانی انسان و جاوید نگه داشتن، نمادی بود بیانگر تقدس زندگی آدمیان روی خاک و نیز دیدیم که اندیشه های کیهان شناختی اولیه واصیل ایرانیان باستان، در حیطه زندگی خود انان و در اعصاری که هنوز از پیوند های فکری با دیگر اقوام و ملل خبری نبود، به ابداع بنایی انجامید پر از مفهوم آتشکده چهار گو شه داشت تا دورترین نقاط سطح زمین را، که دست نا یا فتنی بودند ولی در قالب جهان ملموس در بی نهایت محسوس ،بنمایاند ؛چهار جهت جغرافیای عرض را در تقاطع دو محور عرض یابند و شناخت خورشید به عنوان عنصری که سفیدی و سیاهی ،روز و شب، نیکی و بدی، روشنی و تاریکی و سایه را هم در طول زندگی انسان به یکدیگر ندا می دهد و در حقیقت فراگیر انها و پایداریش است به امر نیایش شکل تازهای می دهد. راستاهای کیهانی با مفاهیمی نمادین که می توانستند داشت به فضای معماری می یابند و هر شش انها در پیکره کالبد اتشکد ه ها اثر گذاری می کنند.

اتش با تقدیسی که هم ریشه در افسانه های کهن دارد ­­­­­­­-چه یاداور هو شنگ است – و هم نقش تازه در پایداری پیکار به سود روشنایی و نیکی سخت می اندیشد ،در کانون اتشکده جایگزین می شود جایگزینی اتش در میانه راه زمین و اسمان (و در محور بنایی که به سوی آسمان بر افراشته شده) و بنای جایگاه آتش در فضای باز طبیعت، زیر گنبد اتشکده به شکلی که از هر چهار جهت شمال و شرق و غرب و جنوب، از فاصله بتواند دیده شود) نمایانگر کاربد اندیشه ایست ژرف. زیرا افرینش هیچکدام از اجزای ان بدون پیش زمینه ای فکری و اندیشه ای نبوده و رو به سوی تکامل دارد. فضای انسان، فضای سا خته شده (فضای معماری اتشکده ها ) به هر گونه و ساختاری که باشد یک نقطه عطف اصلی و اساسی دارد : اتش و جای استقرار ان .

دستیابی به تحلیل و سنجشی که در رابطه های مادی و معنوی انسان با محیط طبیعی وی را باز می شناسانند و بدین منظور ، مهمترین و جامعترین فراورده انسان را معماری وی را ، به میان اوردیم . اتشکده مهمترین و جالبترین « پروتو تیپ » معماری ایران ، چهار تاقی را در درون خود دارد و از ان به مثابه بک مکان عمو می با مفهوم ثابت بهره می برد وان را به هر صورت که فرض باشد و مشتق از متغیر های محلی ( چه اقلیمی ،جغرافیایی ،چه بوم شناختی و فرهنگی و مدنی )دگرگو نگی می بخشد و می تواند الگوی انها را تا مدتهایی بسیار طولانی و حتی پس از انکه دلایل اصلی وجودی و ذاتی اتشکده ها از میان رفتند ،به کار برد .

«فضا ، در ساختما ن ا تشکده ها ، ارامش بخش بود و ساده ؛ و کالبد اتشکده ها ، ضمن پیروی از تناسبا تی که چشم نواز بودند و موزون ، سطح ها و کنج ها و خط ها و حجم هایی را پدیدار می کرد مقبول ادمیانی که بزرگنمایی و جلال را از دستاوردهای طبیعت می خواستند و می دانستند و بر قدر و توان خود، به فروتنی اندازه می نهادند.

سطحی که بنای اتشکده بر روی ان قرار می گرفته از بیرون نه چندان فراخ ،بل به اندازه نیمی از میدانی بوده که به تمرین و گزینش اسب اختصاص می یا فته است.
اتشکده هایی که در یزد به جا ماندند جز اتشکده هایی هستند که دکتر فلامکی در کتاب شکل گیری معماری در تجارب ایران و غرب،جز گونه دوم دسته بندی می کند . « این گونه از اتشکده ها از دو خصیصه معماری بر خور دارند . اول ،این که هیات کلی انها نمایانگر و نشانگر جهانی است که بر گنبد اصلی و یگانه بنا داده شده ؛ودوم،پیکره الحاقی نسبتا کو چک و ساده ای که در هر سه ویا هر چهار سمت به بنای مر کزی اضافه شده می تواند پنداشته شود به هر سه یا به دو و حتی به یکی از این امور اختصاص می یابد:۱ تشریفات و مراسم مذ هبی ؛۲ کا ر ساختمانی یعنی کمک به بر پا داشتن دیوار های بلند و در نتیجه مر تفع نمودنگنبد ؛۳ جنبه تز ییینی دارد و بر تشخص و وقار بنا می افزاید .»« این گو نه دوم اتشکده را می توا نیم از دو دید گاه ببینیم:یکی، از درون ان و در مقیاس کسا نی که در فضای مذهبی یعنی زیر پوشش گنبدی ان قرار دارند و دیگری ، از فاصله و هنگامی که راه به محوطه معمولامحصور زمین و بنا ی مذهبی را می پیماییم . انچه – به بر داشت ما- ا ز این دیدار ها می توانیم داشت به صور ت زیر خلاصه می شود :

1- «فضای مفصل »که بخش کوچکی از ساختمان اتشکده بود و استانه ان به شمار می رفت ، وضع تازه ای پیدا می کند. در شکل اول این گونه اتشکده ها – که دیوار های مضاعف و مجهز دارند – گسترش کمی و کیفی پیدا می کند .و در شکل دوم ، با فضایی در می امیزد که میان فضای سر پوشیده مرکزی و بناهای کوچک فرعی به صورتی ملموس و محسوس قرار دارد .2- فضای سر پوشیده مرکزی اتشکده که در یک سمت ورودی اصلی دارد ، در سه سمت دیگر نیز باز گذاشته می شود ، چه از طریق طا قها چه تو سط پنجره هایی که در دیوار های مضاعف و مجهز تعبیه شده اند .

3- چگو نگی های شکلی ساختمان اتشکده – در ان رده بنا هایی که دیوار ها یشان به فضا های تهی مجهز شده اند – رسایی پیشین خود را از د ست می دهند. هم جهت های چهارگانه مترادف با محور های جغرافیایی- جهانی متفاوت جلوه می کنند وهم –از این بیش- ان چهار نقطه ای که می خواستند گوشه های نا پیدای زمین متعلق به انسان ها را به گو نه ای نمادی نمایا ن کنند .

4- ساختمان اتشکده ،در همه حال ، وقار واصالتش را محفوظ می دارد و هنگامی که روی به بخش ها ی فرعی دارد ،دارای هیبتی فزون تر از ان است که تردیدی دراهمیت یگانگی و ارزشش برانگیخته شود .

5- برفراشتگی بنای اتشکده –با وجود گسترش افقی بنا و استقرار ساختمان دیگری در نزدیکی اش- به عنوان یک ویژگی اساسی و اصیل پا بر جا می ماند و استمرا ر حضور محور زمین – اسمان را می نمایاند .

بنای این گونه دوم اتشکده می تواند شکل پیشر فته تری از این نوع بنای مذ هبی کهن ایرانی به شمار رود که هم اصالت و شفافیت معانی و مفاهیم نمادین خود را حفظ کرده و هم نیاز به توسعه را ،که به قید و شرطی معین ، پاسخگویی کرده است.

برگرفته از http://atashkadeh2010.blogfa.com